کوچه ی آرواره ها

در کوچه ی آرواره ها می میرم
با ساده ترین اشاره ها میمیرم
وا کن دَهنِ دوخته ی شعرم را
از خِنگی استعاره ها میمیرم

#سید_هادی_محمدی

در کوچه ی آرواره ها می میرم
با ساده ترین اشاره ها میمیرم
وا کن دَهنِ دوخته ی شعرم را
از خِنگی استعاره ها میمیرم

#سید_هادی_محمدی

ای سایه ی ماورا ، قَتیلُ العَبَرات
آلاله ی نینوا ، قَتیلُ العَبَرات
ماییم و خجالت و نگاه تاریخ
قد قامتِ سَر جُدا، قَتیلُ العَبَرات

#سید_هادی_محمدی

سَربندِ ارادتِ برادر عباس
فریاد ترین غیرتِ خواهر عباس
لب تشنه کنار رود دستانش ریخت
بازوی وفا، حیایِ پَرپَر عباس

#سید_هادی_محمدی

هر چند که قامتِ خِضابت خون است
هنگامه ی با حُسَینِ تو اکنون است
با رمزِ تَوَکَّلتُ عَلی نَصر الله
در ضاحیه روز آخرِ صَهیون است
#سید_هادی_محمدی

ای کاش که قابِ خانه دیوار نداشت
در شهرِ شما فاجعه تکرار نداشت
پهلویِ غم و چادرِ سیلی خورده
افسوس در آن کوچه علمدار نداشت

#سید_هادی_محمدی